دخترکی با نام شکست
عروس تنهایی باش نه عروس تن هایی که تنت را برای یک شب می خواهند!
رسوندمت به احساسم
حضورت راه آخر بود
من اما بي خبر بودم تو دستاي تو خنجر بود
تن من زخمي شد از عشق
يه يادگاري پر درد
به ياد اون كه يك روزي منو پا بند و عاشق كرد
ولي خوشحالم از اين عشق با اين كه سرد و پيرم كرد
يه احساسي به من داد كه
از هر احساسي سيرم كرد... نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین 1391ساعت
13:17 توسط shekast1dokhtar|
ارسال نظر(0)
|
| Power By:
LoxBlog.Com |
فراموشی رمز عبور
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
ثبت نام کاربران
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید